ششمین نشست از سلسله جلسات نقد کتاب «اجماع لندن» برگزار شد
نقدی بر غفلت اجماع لندنی از ایدههای توسعهبخش و کارآفرینان ایدئولوژیک
ششمین جلسه از سلسله نشستهای تخصصی پژوهشگاه با موضوع نقد و بررسی کتاب «اجماع لندن»، با حضور جناب آقای دکتر امیری، عضو هیئت علمی دانشگاه، دکتر میرجلیلی، دکتر نعمتی و جمعی از اساتید و پژوهشگران برگزار شد. این نشست که با استقبال جامعه دانشگاهی همراه بود، به بررسی ظرفیتها و کاستیهای این اجماع در تبیین فرایند توسعه اختصاص داشت.
در ابتدای جلسه، مجری برنامه ضمن خوشامدگویی به اساتید و شرکتکنندگان، به استقبال مطلوب جلسات پیشین اشاره کرد و کتاب «اجماع لندن» را اثری بهروز و دارای دیدگاهی متفاوت از منظر اقتصاد سرمایهداری خواند که میتواند در نقد گفتمان مسلط اقتصاد کشور (مکتب اتریشی) راهگشا باشد.
چالش مرغ و تخممرغ در نظریهپردازی توسعه
دکتر امیری سخنان خود را با طرح یک پرسش بنیادین آغاز کردند: «آیا برای دستیابی به توسعه، ابتدا باید نهادها اصلاح شوند تا توسعه رقم بخورد، یا میتوان بدون نهادهای مطلوب، فرایند توسعه را آغاز کرد و سپس نهادها را به تدریج بهبود بخشید؟» به گفته ایشان، این معمای مرغ و تخممرغ در نظریهپردازی توسعه، پرسشی است که نهادگرایان از داگلاس نورث تا پیروان متأخر او نتوانستهاند پاسخ قانعکنندهای برای آن ارائه دهند. نورث حتی پس از دریافت جایزه نوبل نیز اذعان کرده بود که ماهیت شکلگیری و تحول نهادها برایش ناشناخته باقی مانده است.
اجماع لندن: جمعبندی نظریات بدیل یا پاسخی ناقص؟
دکتر امیری با اشاره به شکلگیری اجماع لندن به عنوان بدیلی برای اجماع واشنگتن، این رویکرد را تلاشی برای جمعآوری و ساماندهی نظریات منتقد جریان اصلی اقتصاد دانست. ایشان پنج اصل بنیادین مستخرج از این کتاب را شامل توجه به کرامت انسانی و رفاه چندبعدی، اهمیت ملاحظات محیطزیستی، گذار از کارایی ایستا به کارایی پویا، نقش فعال دولت توسعهگرا و تأکید بر ظرفیتسازی نهادی دولت (شامل ظرفیت مالیاتستانی، ظرفیت قانونی و ظرفیت اجرایی) برشمردند.
با این حال، نقد اصلی ایشان به اجماع لندنی، غفلت از دو عنصر کلیدی «ایدههای توسعهبخش» و «کارآفرینان ایدئولوژیک» بود. به اعتقاد دکتر امیری، اجماع لندنی اگرچه بر زمینهمندی و اهمیت بسترهای محلی و تاریخی تأکید میکند، اما با افراط در زمینهگرایی، امکان یادگیری تطبیقی را از دست داده و به نوعی بنبست نظری دچار شده است.
ایدههای توسعهبخش؛ روایتهایی با قدرت بسیجکنندگی
دکتر امیری در تشریح ایدههای توسعهبخش، آنها را فراتر از اهداف صرف اقتصادی توصیف کردند. به گفته ایشان، این ایدهها در حقیقت «روایتهایی» هستند که توان بسیجکنندگی منابع انسانی و مادی را دارند. یک ایده کارآمد باید ضمن بلندپروازانه بودن، قابلیت دستیابی داشته و بتوان آن را به گامهای عملی تبدیل کرد تا مجموعه را در مسیر پیشرفت حفظ نماید. این ایدهها باید با زمینه موجود تناسب داشته باشند و بتوانند از فرصتهای بستر استفاده کرده و موانع آن را مدیریت کنند.
کارآفرین ایدئولوژیک؛ موتور محرک توسعه
اما سؤال کلیدی اینجاست که این مأموریتها را چه کسی خلق و پیگیری میکند؟ پاسخ دکتر امیری به این پرسش، مفهوم «کارآفرین ایدئولوژیک» بود. ایشان تأکید کردند که برخلاف نگاه رایج در مکاتب اقتصادی (به ویژه مکتب اتریش) که کارآفرینی را محصول طبیعی بازار و رقابت میداند، بسیاری از پیشرفتهای بزرگ در دنیا توسط کارآفرینانی رقم خورده است که نه محصول نظام بازار، بلکه دارای انگیزههای عمیق ایدئولوژیک و باورهای بنیادین بودهاند. این افراد با ایمان به ایده خود، در برابر موانع بستر مقاومت کرده، تحقیرها را به جان خریده و امکانات را برای تحقق آن ایده بسیج میکنند.
روایتهای موفق و ناموفق؛ درسهایی از میدان عمل
دکتر امیری برای تبیین نظریه خود، به چندین موردکاوی عینی اشاره کردند:
موارد موفق:
- پژوهشکده رویان: شهید کاظمی آشتیانی به عنوان یک کارآفرین ایدئولوژیک، با ایده خودکفایی و تعالی در فناوری حساس پزشکی و با استفاده از بستر جهاد دانشگاهی، توانست علیرغم همه تنگناها و حتی تحقیرها، ایران را به قلههای این فناوری برساند. ویژگی بارز ایشان ایمان به ایده و هرگز نگفتن «نمیشود» بود.
- توسعه پهپادی در هوافضای سپاه: در اینجا نیز ایده توسعهآفرین (جبران فاصله فناورانه در حوزه دفاعی) با یک کارآفرین ایدئولوژیک و درک درست از بستر تهدیدات، به موفقیتهای چشمگیری انجامید که جنگ ۱۲ روزه گواه آن است.
موارد ناموفق:
- پروژه بز مورسیا در قلعه گنج کرمان: دکتر امیری که مطالعات میدانی در این منطقه داشته است، پروژه بز مورسیا را نمونهای از یک «ایده فنی درست» دانستند که تمام جوانب فنی و زنجیره ارزش (از نژاد برتر تا کارخانه فرآوری) در آن دیده شده بود، اما به دلیل فقدان یک «کارآفرین ایدئولوژیک» که بتواند جامعه محلی را بسیج کند، ناکام ماند. نتیجه این شد که علیرغم تغییرات ظاهری (ساخت آپارتمان و ساختمانهای اداری)، این پروژه امروز به یکی از زیاندهترین طرحهای بنیاد مستضعفان تبدیل شده است.
- طرح تجهیز آزمایشگاههای دانشگاه اصفهان: ایشان تجربه خود در معاونت پژوهشی دانشگاه اصفهان را روایت کردند. ایده اولیه، ارتقای سطح فناوری دانشگاه برای ارتباط مؤثر با صنعت بود. تجهیزات خریداری شد، اما به دلیل نبود کارآفرین ایدئولوژیک که اساتید، شرکتهای دانشبنیان و بخشهای مختلف دانشگاه را حول این روایت بسیج کند، بسیاری از تجهیزات در اتاق اساتید محبوس ماند. اساتید به دلیل فقدان انگیزه و بستر مناسب، نه تنها به ایده ارتباط با صنعت اعتقادی نداشتند، بلکه آن را تهدیدی برای تعداد مقالات خود میدیدند.
جمعبندی و رهیافت نهایی
دکتر امیری در پایان جمعبندی کردند که نقطه گمشده اجماع لندنی، نادیده گرفتن این دو عنصر حیاتی است. به گفته ایشان، اگر مفهوم «کارآفرین ایدئولوژیک» و «ایدههای توسعهبخش» به چارچوب اجماع لندنی اضافه شود، معمای تقدم نهاد و توسعه حل خواهد شد. با وجود نهادهای نامناسب نیز میتوان توسعه را با اتکا به یک کارآفرین مومن و یک ایده جذاب و بومی آغاز کرد و چرخهای توسعه را به گردش درآورد. این گردش به تدریج نهادها را نیز اصلاح کرده و بستر را برای ظهور کارآفرینان و ایدههای نوین فراهم میکند.
در ادامه، اساتید حاضر به بحث و تبادل نظر پرداختند.

