گزارش نشست «زیستجهان دیجیتال؛ الگوهای تعامل، اخلاق شهروندی و سیاستگذاری»
سومین نشست از سلسله نشستهای سبک زندگی ایرانی-اسلامی؛ چالشها، راهبردها و سیاستگذاریها با عنوان «زیستجهان دیجیتال؛ الگوهای تعامل، اخلاق شهروندی و سیاستگذاری»، ۱۴ شهریورماه 1405 با حضور دکتر محمدحسین ساعی؛ رئیس دانشگاه بینالمللی سوره و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، دکتر مریم صانعپور؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، دکتر منصور ساعی؛ مدیر گروه پژوهشی ارتباطات و علم و فناوری پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دبیرعلمی نشست، دکتر بهاره نصیری، دانشیار پژوهشکده علوم اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، بهصورت برخط برگزار شد.
سبک زندگی و فضای سایبر
در آغاز نشست علمی، دکتر نصیری مقدمهای درباره سبک زندگی و فضای سایبر مطرح کرد و گفت: وقتی صحبت از سبک زندگی میشود، نمیتوانیم آنرا صرفا در محیط کار، خانه و خانواده، مدرسه و رسانههای سنتی تعریف کنیم. بلکه بخش قابل توجهی از زندگی انسان معاصر در فضایی شکل میگیرد که مرزهای جغرافیایی در آن کمرنگ شده است. فضایی که به آن فضای سایبر یا فضای دیجیتال هم گفته میشود. این فضا، یک فضای ارتباطی یا مجموعهای از شبکهها و پلتفرمها نیستند، بلکه بهتدریج به محیطی برای زندگی کردن، انتخاب کردن، یادگرفتن، مصرف کردن، ارتباط برقرار کردن و حتی شکل دادن به هویتهای فردی و اجتماعی تبدیل شده است. و انسان امروزه پیش از آنکه کالای خاصی را از نزدیک ببیند درباره آن در فضای مجازی تصمیم گرفته است. یا قبل از آنکه با یک اندیشه یا دیدگاه در محیط واقعی مواجه شود، با آن در شبکههای اجتماعی مواجه شده است. حتی بخشی از الگوها و ارزشهای رفتاری را در فضای دیجیتال تجربه کرده است.
دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه داد: از این منظر، فضای سایبر را نه فقط باید فناوری دانست، بلکه باید بهعنوان یک محیط تمدنی و فرهنگی جدید مورد توجه قرار بدهیم. محیطی که هم میتواند فرصتهای کمنظیری را برای ارتقاء سبک زندگی فراهم کند و هم میتواند به تبع آن، چالشها و آسیبهای جدیدی را به همراه داشته باشد. بنابراین پرسش اصلی این نیست که آیا فضای دیجیتال بر سبک زندگی ما اثر میگذارد یا خیر؟ بلکه پرسش اساسی اینست که این اثرگذاری چگونه و چطور اتفاق میافتد؟ چه ظرفیتهایی را در اختیار ما قرار میدهد و چطور میشود با آن مواحه شد؟
صورتبندی اخلاق شهروندان دنیای مجازی با تمرکز بر واژه قرآنی (ناس)
پس از صحبتهای دبیر علمی نشست، اولین سخنران، دکتر صانعپور با بحث «صورتبندی اخلاق شهروندان دنیای مجازی با تمرکز بر واژه قرآنی (ناس)» بود.
واژه قرآنی «ناس»، منظومه ای همگرایانه از اخلاق پیشادینی - پیشافرهنگی
وی مطالب خود را در چارچوب موضوع، با تمرکز بر واژه قرآنی «ناس» ارائه کرد و گفت: فناوریهای ارتباطی دنیای جدید، امکان گفتوگوی همزمان را در میان فرهنگها و ادیان مختلف ایجاد کردهاند. اگر مؤلفههای یک نظام اخلاقی مسالمتمحور در این ارتباطات همزمان و فراگیر رعایت نشود، نزاعهای بیشماری میان فرهنگهای ناهمگون رخ خواهد داد؛ بنابراین التزام به اصول «اخلاق مسالمت» میان شهروندان دنیای مجازی از ضروریات عصر کنونی است. در این گفتار با تمرکز بر واژه قرآنی «ناس»، منظومه ای همگرایانه از اخلاق پیشادینی - پیشافرهنگی که مبتنی بر مشترکات انسانی است، صورت بندی میشود تا بدون تحمیل دین یا فرهنگی خاص، امکان ارتباطی مسالمتآمیز میان فرهنگهای مختلف از بدوی ترین تا مدرن ترین، و از دینگریزترین تا دیندارترین فرهنگها فراهم شود.
سه سطح آموزههای اخلاق حداقلی بر اساس آیات قران کریم
دکتر صانعپور افزود: در این راستا بر اساس آیاتی از قرآن کریم که آموزههای اخلاق حداقلی را با تمرکز بر واژه «ناس» برای عموم مردم اعم از دیندار و بیدین تبیین میکنند، سه سطح ترسیم میشود:
در اولین سطح) مبانی انسانشناسانة اخلاق مسالمتآمیز میان شهروندان دنیای مجازی عبارتند از: پاکنهادی ذاتی، برادری و برابری در خلقت، اعتدالگرایی و حقجویی ذاتی همه انسانها، حق آزادی انتخاب، و نیز استقلال رأی همه شهروندان دنیای مجازی؛
در دومین سطح) زمینة همگرایانه اخلاق مسالمتآمیز میان شهروندان دنیای مجازی عبارتند از: کرامت ذاتی همه انسانها، رحمت و رأفت فراگیر، وحدتگسترده، امنیت و صلح پایدار، و نیز عدالت توزیعی میان همه شهروندان دنیای مجازی؛
در سومین سطح) اصول اخلاق مسالمت عبارتند از: صداقت، احسان، احترام به حق مالکیت، مودتافزایی، توصیه به فضایل و نهی از رذایل، مدارا در مقابل خطاکاران، امانتداری، قضاوت عادلانه، و نیز وفاداری همه شهروندان دنیای مجازی به عهد و پیمان.
اخلاقی حداقلی مبتنی بر وجوه اشتراک «امت انسانی واحد»
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در پایان سخنرانی خود گفت: شایان ذکر است که در هر یک از اصول «اخلاق مسالمت میان شهروندان دنیای مجازی» که در سطح سوم ترسیم میشود همة زمینههای زیست اخلاق شهروندی یعنی سطح دوم، حضور دارند و بهواسطة آنها، همة مبانی انسانشناسانة سطح اول در هر یک از اصول اخلاق مسالمت میان شهروندان دنیای مجازی حاضر هستند. بهعنوان مثال در اصل اخلاقی صداقت، همة زمینههای زیست اخلاق مسالمت و نیز همة مبانی انسانشناسانة اخلاق مسالمت در دنیای مجازی حضور دارند تا نظام اخلاقی منسجمی برای ارتباط مسالمتآمیز میان شهروندان دنیای مجازی با فرهنگها و دینهای مختلف شکل گیرد؛ اخلاقی حداقلی که مبتنی بر وجوه اشتراک «امت انسانی واحد» است.
ظرفیت فضای سایبر در سیاستگذاری سبک زندگی
سخنران بعدی نشست، دکتر محمدحسین ساعی سخنانش را با موضوع «ظرفیت فضای سایبر در سیاستگذاری سبک زندگی» ارائه کرد.
سیاستگذاری در جامعه پلتفرمی، یعنی مدیریت الگوریتمها
هشدار دکتر محمدحسین ساعی درباره «هک بزرگ» سیستمهای انسانی در ایران
دکتر ساعی با نقد جدی رویکردهای سنتی به درک فضای مجازی و فرارفتن از رویکردهای هنجاری صِرف، به کالبدشکافی ساختاری حکمرانی در عصر «جامعه پلتفرمی» و مخاطرات امنیت شناختی جامعه ایرانی پرداخت.
ابزار پلتفرمی به مثابه سلاح؛ پایان عصر سیاستگذاری دستوری
دکتر محمدحسین ساعی با ترسیم چشمانداز نوین دنیای دیجیتال، تأکید کرد که فضای سایبر دیگر نه یک ابزار ارتباطی خنثی، بلکه یک منطقه حاکمیتی مستقل، نوین و بسیار پیچیده است که با منطق «کد» و «الگوریتم» اداره میشود. وی با هشدار نسبت به پدیده هک بزرگ (The Great Hack) به عنوان توانایی قدرتهای بیرونی در هک سیستمهای انسانی (فرد و جامعه)، تصریح کرد که در صورت عدم حاکمیت بر زیرساختهای پلتفرمی و دادهها، امکان سیاستگذاری سبک زندگی در کشور وجود نخواهد داشت و دشمنان تمدن ایرانی به صورت ثانیهای ذهنیت جامعه را مهندسی خواهند کرد.
تشتت گفتمانی نخبگان؛ بنبست اول در سیاستگذاری مجازی
رئیس دانشگاه سوره، اساسیترین چالش اولیه کشور در مواجهه با تحولات دیجیتال را «فقدان فهم و زبان مشترک نخبگانی» دانست. وی گفت: بر اساس پژوهش رساله دکتری بنده با روش علمی کیو (Q)، نشان داده شد که اختلافنظر پیرامون مفاهیم پایه در عرصه فضای سایبر، در میان نخبگان جمهوری اسلامی به قدری عمیق است که ما حتی در گزارههای بنیادین این حوزه نیز فاقد یک ایده وفاقبخش و مشترک هستیم. این تشتت آراء عمیق نخبگانی، فضای اجماعساز مورد نیاز برای سیاستگذاری کارآمد را از بین برده است. علاوه بر این، سیّالیّت شدید مفاهیم در این زیستبوم نیز موجب واگرایی و استحاله مداوم واژگان در طول زمان شده و تفاهمات حداقلی گذشته را نیز بیاثر کرده است.
فضای سایبر «منطقه حاکمیتی نوین»
دکتر ساعی تأکید کرد: فضای سایبر یک زیستجهان مستقل با منطق درونی کدهای الگوریتمی است. این فضا انسان را «بدنزدایی» کرده و بیولوژی ادراکی و مؤلفههای شناختی او را به شدت مدیریتپذیر و جهتدار میسازد.
فرگشت جامعه دیجیتال؛ ظهور «الگوکراسی» و جامعه پلتفرمی
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با ریشهیابی و تبارشناسی مفهوم سبک زندگی و تطور آن در اندیشههای پستمدرن، افزود که در عصر پلتفرمی کنونی، رویکردها تا سلولیترین نقاط حیات بشری بر اساس یک نظام الگوریتمی طراحی و هدایت میشوند. ویژگی منحصربهفرد این عصر، توانایی جهتدهی به انتخابها و رفتارهای انسانها در داخل الگوریتم، بدون ایجاد احساس اجبار فیزیکی یا حکومتی است.
تغییر فیزیکی مغز و بیولوژی شناخت؛ شواهد علوم شناختی
دکتر ساعی با ارجاع به ایده «رسانه همان پیام است» مارشال مکلوهان، توضیح داد که فناوریها صرفاً حامل پیام نیستند، بلکه شیوه تجربه کردن عالم و فرایند شناخت انسان را دگرگون میکنند؛ وی به نتایج آزمایشهای علمی انجامشده اشاره کرد که این پژوهشهای شناختی روی بومیان دیجیتال (نسل جدید) نشان داده است که مسیر حرکت فیزیکی چشم و الگوی اسکن بصری آنها برای درک پدیدههای بیرونی، با نسلهای پیشین تفاوتهای آماری بسیار معنادار و الگوهای ثابتی دارد. این دستاورد علمی ثابت میکند که مصرف مداوم رسانههای نوین و بازیهای رایانهای، بیولوژی شناخت انسانها را عملاً بازطراحی کرده است.
هشدار جدی نسبت به «هک بزرگ» سیستمهای انسانی
رئیس دانشگاه سوره تحول سال ۲۰۱۸ به بعد (ترکیب پلتفرم و هوش مصنوعی) را ورود به فاز مدیریت هوشمند و همهجانبه جوامع خواند. «در دنیای امروز با پدیدهای به نام هک بزرگThe Great Hack مواجهیم که فراتر از نفوذ به لایههای فنی، به معنای هک سیستمهای انسانی، هک شناختی افراد و مهندسی اجتماعی در مقیاس تمدنی است. امروز، این ادعا وجود دارد که قدرتهای صاحب این فناوری، میتوانند گسستهای عمیق تاریخی-فرهنگی ایجاد کنند، کشورها را به جنگ داخلی بکشانند و ملل را رودرروی هم قرار دهند.»وی تأکید کرد که در صورت فقدان مدیریت بر سطح الگوریتمیک، پلتفرمیک و جمعآوری دادهها، عملاً هیچ امکانی برای سیاستگذاری سبک زندگی نخواهیم داشت و جامعه ایران روزبهروز ضعیفتر خواهد شد. وی به عنوان نمونه بارز، تحولات اجتماعی سال ۱۴۰۱ را مثال زد که موتور محرک و تنظیمکننده تغییرات اجتماعی آن کاملاً از بیرون هدایت میشد.
دیالکتیک ابزار و محتوا؛ چرا در زمین بازی محتوا بازندهایم؟
دکتر ساعی، ضمن تأیید ظرفیتهای امور اخلاقی و تربیتی، در پاسخهایی صریح و با به چالش کشیدن نگاههای صرفاً هنجاری و اخلاقمحور، به فضای سایبر، گفت: «اگر زمین بازی ما صرفاً زمین اخلاق، تربیت، محتوا، معنا و پیام باشد، هر کاری بکنید شکست خواهید خورد. بازی اصلی در لایه زیرساخت، پلتفرم و الگوریتم است و اگر در آن نقطه شکست بخوریم، همه جامعه خود را باختهایم؛ چرا که پلتفرم تعیین میکند چه محتوایی، با چه کیفیتی، به چه کسانی و در چه زمانی برسد؛ و از آثار این عمل نیز، بازخورد کاملی دریافت میکند.»
سواد رسانهای؛ بحران ناهماهنگی در اجرا نه نقص قوانین بالادستی
دکتر محمدحسین ساعی، در پایان با استقبال از لزوم ارتقای مهارتهای انتقادی شهروندان، تحلیل آسیبشناسانهای از وضعیت اجرایی آن ارائه داد؛ وی گفت: برخلاف برخی مطالب بیان شده، به نظر من در سطح اسناد بالادستی و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی قوانین و سیاستهای بسیار مترقی و کافی برای توسعه سواد رسانهای و صیانت وجود دارد و لزومی به تصویب مورد جدیدی نیست؛ انسداد اصلی در ناتوانی دستگاههای اجرایی، ضعف شدید در مقام هماهنگی و عملکردهای جزیرهای است که مانع از اثربخشی ملموس این سیاستها در سطح جامعه شده است.
الگوهای تعامل و معماری ارتباطات والدین و فرزندان در زیستجهان دیجیتال
سخنران پایانی این نشست، دکتر منصور ساعی بود که به بحث «الگوهای تعامل و معماری ارتباطات والدین و فرزندان در زیستجهان دیجیتال» پرداخت.
تحولات ارتباطی خانواده در عصر دیجیتال
وی با تشریح تحولات ارتباطی خانواده در عصر دیجیتال تأکید کرد که گسترش اینترنت، تلفنهای هوشمند، رسانههای اجتماعی، پلتفرمهای دیجیتال و هوش مصنوعی، صرفاً ابزارهای ارتباطی خانواده را تغییر ندادهاند، بلکه بهتدریج در حال تغییر «معماری ارتباطات خانواده» هستند؛ معماریای که چگونگی گردش اطلاعات، شکلگیری تعامل، توزیع قدرت ارتباطی، تجربه صمیمیت، اعتماد و اقتدار را در روابط والدین و فرزندان دربرمیگیرد.
تحول دیجیتال و دگردیسی در روابط انسانی
ساعی با بیان اینکه تحول دیجیتال را نباید صرفاً به معنای استفاده بیشتر از ابزارهای فناورانه دانست، گفت تحول دیجیتال نوعی دگردیسی در روابط انسانی ایجاد کرده است و یکی از مهمترین عرصههای مشاهده این دگردیسی، روابط میان گروههای نسلی و بهویژه ارتباط والدین و فرزندان است. خانواده همچنان یکی از مهمترین بسترهای شکلگیری روابط، هویت و تجربه ارتباطی افراد است، اما اعضای خانواده امروز دیگر زندگی ارتباطی خود را صرفاً در فضای فیزیکی خانه تجربه نمیکنند. هر یک از اعضای خانواده بهطور همزمان در شبکههای مختلف خویشاوندی، همسالان، مدرسه و دانشگاه، انجمنهای اجتماعی، ورزشی و هنری و رسانههای اجتماعی حضور دارند.
الگوی افقی، شبکهای و چندسویه اعضای خانواده
وی افزود در الگوی سنتی، ارتباط والدین و فرزندان عمدتاً سلسلهمراتبی، عمودی و مبتنی بر اقتدار والدین بود. والدین نقش اصلی را در انتقال ارزشها، کنترل اطلاعات و تصمیمگیری بر عهده داشتند و فرزندان بیشتر در موقعیت دریافتکننده پیام قرار میگرفتند. اما در زیستجهان دیجیتال، ارتباطات اعضای خانواده بهتدریج از این الگوی عمدتاً عمودی و یکسویه، به الگویی افقیتر، شبکهای و چندسویه حرکت کرده است که در آن والدین و فرزندان میتوانند همزمان تولیدکننده، دریافتکننده و مبادلهکننده اطلاعات باشند.
تغییر جهت جریان دانش در خانواده
ساعی یکی از نشانههای این تحول را تغییر جهت جریان دانش در خانواده دانست و گفت نوجوانی که از طریق شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای آموزشی، موتورهای جستوجو و دیگر منابع دیجیتال به اطلاعات دسترسی دارد، دیگر صرفاً دریافتکننده دانش والدین نیست و در برخی حوزهها خود میتواند به منبع اطلاعات برای آنان تبدیل شود. در بسیاری از خانوادهها، فرزندان درباره استفاده از فناوریهای جدید، خدمات بانکی آنلاین، خرید اینترنتی یا کاربردهای هوش مصنوعی به والدین کمک میکنند. این پدیده که از آن با عنوان «جامعهپذیری معکوس» یاد میشود، نشان میدهد جریان انتقال دانش و تجربه در خانواده دیگر الزاماً یکطرفه و از نسل بزرگتر به نسل کوچکتر نیست.
نگاه فرایندی به تحول خانواده
وی تأکید کرد برای فهم این تحول باید از نگاه صرفاً ساختاری به خانواده فراتر رفت. نگاه ساختاری عمدتاً میپرسد چه کسی قدرت دارد، چه کسی تصمیم میگیرد و جایگاه پدر، مادر و فرزند چیست؛ اما نگاه فرایندی میپرسد چه کسی با چه کسی گفتوگو میکند، چه کسی میتواند مخالفت کند، اطلاعات چگونه گردش میکند، تصمیمها چگونه گرفته میشوند، اعتماد چگونه شکل میگیرد و تعارض چگونه مدیریت میشود. از این منظر، خانواده صرفاً دارای ساختاری ثابت نیست، بلکه از طریق ارتباطات و تعاملات روزمره اعضای آن دائماً ساخته و بازتعریف میشود.
«همیشه در دسترس بودن» اعضای خانواده
ساعی «همیشه در دسترس بودن» یا Perpetual Contact را یکی دیگر از ویژگیهای معماری ارتباطی جدید خانواده عنوان کرد و گفت تلفن هوشمند، پیامرسانها و تماسهای تصویری، ارتباط خانوادگی را تا حد زیادی از محدودیتهای زمانی و مکانی گذشته خارج کردهاند. والدین و فرزندان میتوانند در طول روز بارها از طریق پیامهای کوتاه، عکس، ایموجی و تماسهای صوتی و تصویری با یکدیگر ارتباط داشته باشند. در نتیجه، بخشی از ارتباطات خانوادگی امروز از طریق تعاملات کوتاه، پراکنده اما مکرر در طول روز ادامه پیدا میکند.
وی با اشاره به مطالعات جدید درباره ارتباطات دیجیتال خانواده افزود این تعاملات کوتاه را نباید الزاماً بیاهمیت دانست. پژوهشها درباره گروههای خانوادگی واتساپ نشان دادهاند که این گروهها تنها برای تبادل اطلاعات نیستند و میتوانند فضایی برای بازتولید روابط و احساس تعلق خانوادگی باشند. همچنین مطالعات انجامشده درباره والدین و فرزندان بزرگسال در کشورهای اروپایی نشان میدهند خانوادهها برای حفظ ارتباط خود از ترکیبی از ملاقات حضوری، تلفن، پیامهای دیجیتال و تماس تصویری استفاده میکنند. این یافتهها نشان میدهند ارتباطات دیجیتال الزاماً جای ارتباط حضوری را نگرفتهاند، بلکه در بسیاری از موارد در کنار آن به کانالی مکمل برای تداوم ارتباط خانوادگی تبدیل شدهاند.
مداخله فناوری در ارتباطات والدین و فرزندان
ساعی در عین حال تأکید کرد که فناوری به خودی خود نه عامل تقویت صمیمیت است و نه الزاماً عامل تضعیف آن؛ آنچه اهمیت دارد چگونگی ادغام فناوری در زندگی خانوادگی است. فناوری میتواند امکان شکلهای تازهای از حضور، مراقبت و نزدیکی عاطفی را فراهم کند، اما در شرایطی دیگر میتواند در تعاملات خانوادگی اختلال ایجاد کند. وی در این زمینه به مفهوم «تکنوفرنس» یا مداخله فناوری در ارتباطات والدین و فرزندان و همچنین «فابینگ والدین» اشاره کرد؛ وضعیتی که در آن والد در حضور فرزند به جای توجه به او، توجه خود را به تلفن همراه معطوف میکند. مطالعات سالهای اخیر میان تکنوفرنس در روابط والد–کودک و برخی مشکلات هیجانی مانند اضطراب، غمگینی و کنارهگیری و نیز برخی مشکلات رفتاری مانند بدخلقی، نافرمانی و پرخاشگری ارتباط یافتهاند.
بازتعریف اقتدار والدین در عصر دیجیتال
این استاد ارتباطات بخش دیگری از تحول خانواده در زیستجهان دیجیتال را «بازتعریف اقتدار والدین» دانست. به گفته وی، والدین در گذشته یکی از مهمترین دروازهبانان اطلاعات و منابع تفسیر جهان برای فرزندان بودند، اما نوجوان امروز در کنار والدین به پلتفرمها، موتورهای جستوجو، اینفلوئنسرها، تولیدکنندگان محتوا، همسالان و الگوریتمهای توصیهگر دسترسی دارد. در نتیجه، نوعی «چندمرجعی شدن اقتدار» شکل گرفته است؛ به این معنا که والد دیگر تنها مرجع اطلاعات و تفسیر جهان برای فرزند نیست.
تعارض معرفتی میان نسلها در عصر دیجیتال
ساعی افزود این تحول میتواند زمینه نوعی «تعارض معرفتی میان نسلها» را فراهم کند. اختلاف والدین و نوجوانان دیگر فقط ناشی از تفاوت ارزشها و سبک زندگی نیست، بلکه میتواند ناشی از تفاوت در «معماری دسترسی به اطلاعات» نیز باشد. والدین عمدتاً بر تجربه، مشاهده و منابع شناختهشده تکیه میکنند، در حالی که نوجوانان در محیطی شبکهای از اطلاعات، لینکها، الگوریتمها و تعاملات همزمان زندگی میکنند. برای مثال، هنگام خرید یک تلفن همراه، والد ممکن است بر تجربه شخصی و اعتبار یک برند تکیه کند، در حالی که نوجوان با دیدن ویدئوهای بررسی محصول، خواندن نظرات کاربران، مقایسه مشخصات و مراجعه به منابع متعدد آنلاین به نتیجه دیگری برسد. در ظاهر اختلاف درباره انتخاب یک گوشی است، اما در سطح عمیقتر، دو شیوه متفاوت تولید و اعتبارسنجی دانش با یکدیگر مواجه شدهاند.
چندمرجعی شدن خانواده در عصر دیجیتال
وی تأکید کرد چندمرجعی شدن به معنای حذف اقتدار والدین نیست، بلکه ماهیت آن را تغییر میدهد. در شرایط جدید، اقتدار والدین بیش از گذشته نیازمند اعتماد، گفتوگو، توضیح و مشروعیت ارتباطی است. به همین دلیل، اقتدار صرفاً دستوری جای خود را به شکلی رابطهایتر از اقتدار میدهد که در آن کیفیت رابطه، شنیدهشدن فرزند و امکان مشارکت او در تصمیمگیری اهمیت بیشتری پیدا میکند. در چنین الگویی، والد بیش از آنکه «کنترلگر مطلق» باشد، نقش «راهنما» را ایفا میکند و فرزند نیز از دریافتکننده منفعل به مشارکتکننده فعال در ارتباطات خانوادگی تبدیل میشود.
مدل شبکهای ارتباط خانواده
ساعی در جمعبندی سخنرانی خود «مدل شبکهای ارتباط خانواده» را برای تبیین این تحولات مطرح کرد. در این مدل، هر عضو خانواده یک گره ارتباطی فعال است، پلتفرمهای دیجیتال بهعنوان گرههای میانجی عمل میکنند و جریان ارتباط بهصورت دوسویه، چندسویه و گاه غیرخطی شکل میگیرد. در چنین معماریای، سه مفهوم بنیادین روابط خانوادگی نیز بازتعریف میشوند: صمیمیت به فرایندی مداوم و چندکاناله تبدیل میشود؛ اعتماد بهعنوان زیرساختی ارتباطی و متکی بر شفافیت، قابلیت پیشبینی و مشارکت اهمیت مییابد؛ و اقتدار از کنترل صرف به سمت هدایت شبکهای، گفتوگو و تنظیم مشترک قواعد حرکت میکند.
وی در پایان تأکید کرد: مواجهه خانواده با زیستجهان دیجیتال نمیتواند صرفاً بر محدودسازی فناوری استوار باشد. سیاستگذاری مؤثر نیز باید در کنار توجه به مخاطرات، بر تقویت سواد دیجیتال خانوادهها، توسعه مهارتهای ارتباطی میاننسلی و ایجاد چارچوبهای حمایتی برای استفاده سالم از پلتفرمها تمرکز کند. از این منظر، خانواده موفق در عصر دیجیتال نه خانوادهای است که بیشترین کنترل را اعمال میکند، بلکه خانوادهای است که بتواند میان استقلال، اعتماد و مسئولیت توازنی پویا ایجاد کند./پایان
