گزارش نشست علم و ایمان در اندیشه دریدا
گزارشی از نشست «علم و ایمان در اندیشه دریدا»
این نشست که در تاریخ 17 دی ماه سال 1404 در ساختمان تحصیلات تکمیلی پژوهشگاه علوم انسانی برگزار گردید یک سخنران اصلی (دکتر ابراهیم صفابخش) و دو ناقد (دکتر احمد رجبی و دکتر مهدی اصفهانی) داشت و به مدیریت دکتر مهدی اصفهانی برگزار گردید.
مسئله علم و ایمان از محوری ترین پرسش ها در حوزه فلسفه دین بوده و هست. در این نشست ابتدا به مساهمت دریدا در این باره اشاره گردید و در این مسیر به دو سرچشمه اصلی دین در اندیشه دریدا پرداخته شد و سپس مباحث وحی درباره تلقی لاتین از دین یعنی Religion پرداخته شد. این نشست در بخش دوم با نقد و برسی این اندیشه ها و در نهایت فرصتی برای پرسش و پاسخ پی گرفته شد.
به نظر دکتر صفابخش با فرو رفتن هرچه بیشتر در تلماسههای بحث فلسفی که در کثرتی تاریخی ـ زبانی ـ جغرافیایی پراکندهاند و به سادگی با وزش تصادفی یا بدون غایت بادی، تقرّر و مختصّات خود را از دست میدهند، آغازی حقیقی و معصومانه در اندیشه دشوارتر میشود. بدین معنی نه چیزها در فاسفه شکل ثابتی دارند و دست یافتن به نقطه آغاز آن ها کاری اسان است.
دریدا در مجموعهای از بداههپردازیها (سرآغازهای پیشنهادگونه و نه مطلق) دربارۀ دین که خصلت مقطّعشان تألیفهای منسجم چندگانهای را دامن میزند، با آگاهی از آفات گرفتار شدن اندیشه به بحث مساقیم راجع به دین که به نظر او می تواند به امری انتزاعی بدل شود، از دوگانه "ایمان" و "دانش" آغاز میکند. از نظر وی تعارض یا دستکم تنشی که در ثنویت ایمان و دانش هست، مناسبترین بزنگاه برای طرح پرسشی فلسفی از دین است. او معتقد است دین در چهارچوب عقل تنها همیشه دو منشاء غیر قابل فروکاست به یکدیگر دارد:
- از یکسو، ایمان یا شهادت (گواهی) به اعتمادی امانتدارانه که واگذار (تفویض) میکند (همچون سرمایهگذاری یا قرار دادن سپردهای نزد یک معتمد trustee). این واگذاری از روی اعتماد در سودای رسیدن به حقیقتی در گذشته نیست که امروز از دست رفته باشد، بلکه در انتظاری گشوده به آیندهایست که به طرزی گریزناپذیر غافلگیرکننده است؛ به عبارت دیگر، فعل یا عملِ (performativity) اعتمادی خالی از دانستن است یا همان گشودگی به فلاحی salvation نامنتظر و محاسبهناپذیر که روالی تاریخی که فلاح خود را توقّع دارد را برهم میزند. این ایمان در خصلت گشوده و محاسبهناپذیرش (گزاف؟) که از سنخ دانش نیست، نخستین سرچمشۀ دین است.
- از سوی دیگر، سرچشمۀ دوم دین یا همان دستنخوردگی، نزهت، مصونیت، ایمنی و قداستی است که با پرداخت غرامت یا قربانی کردنی که جبران خسارات گذشته است حاصل میشود. این دو منشأ تقلیلناپذیر به وحدتی ناب، ثقل اساسی آن چیزی است که دین را فارغ از اختصاصات تاریخی ـ زبانی ـ جغرافیاییاش میسازد.
از نظر دریدا، این دو خوشۀ معنایی در درون ساختمان تلقّی ای از Religio قرار دارد که اکیداً رومی است (به جای آنکه مسیحی باشد). با این حال، این سرآغاز که در ریشۀ Religio همچون امکانی انباشته شده است، هرگز تقدیری لایتخلّف برای اندیشیدن به دین حتّی در مسیحیت را رقم نمیزند. به جای آن، دریدا سعی میکند دو سرچشمۀ دین به طور کلّی را بیندیشد در حالیکه مبتلا به آفت انتزاع هم نشود: دین در محدودۀ عقلی که هیچ سنّت محصّل و تاریخی وحیانی رو برای خود مسلّم نگرفته باشد. در همین دیدگاه عقلانی از دو مؤلّفۀ دین، دریدا دو سرچشمۀ علم در معنای دقیقتر Tele-technoscience را مییابد که به نحوی عقلی علم و دین یا دانش و ایمان رو به جای تقابل، متّحد و همریشه میکند.
در بخش دوم جلسه دکتر اصفهانی ملاحظات خود را درباره ایمان به معنای قرآنی آن ارائه کردند و بر ابتنای ایمان بر معرفت تاکید نمودند. آقای دکتر رجبی نیز باب برخی ملاحظات تطبیقی میان دریدا و برخی متفکران در سنت پدیدارشناختی پرداختند.

